یه اتفاق جالب
دخملم چند روز پیش ظهر که خواستی بخوابی گفتی من بزرگ شدم ببین (دستاتو بالا گرفتی ) بعد گفتی مامانی می خوام برم اتاق خودم بخوابم روی تخت بزرگ و منم باهات مخالفت نکردم رفتی تو اتاقت و یه کتاب برداشتی که بخونی منم برای اینکه این حستو خراب نکنم رفتم تو اتاق خودمون ولی حواسم بهت بود چند دقیقه ای با خودت حرف زدی البته داشتی کتاب می خوندی که یه دفعه صدات قطع شد با عجله وارد اتاقت شدم که با این صحنه مواجه شدم دلم نیومد عکس نگیرم این اولین باری بود روی کتاب خوابت برد از این اتفاقات ...
نویسنده :
مامان محبوب
13:45






